تبلیغات
پایگاه خبری کوهسرخ - مطالب شعر

اخبار منطقه کوهسرخ

ارسال مطالب این سایت به ایمیل شما

برای دریافت آخرین اخبار این سایت ایمیل خود را در زیر وارد کنید

Delivered by FeedBurner


نامه یک رفتگر به دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

نویسنده : شریعتی
تاریخ:سه شنبه 19 اردیبهشت 1391-10:50

در مطلب قبلی درباره محمدعلی کاردان رفتگر کوهسرخی و نامه اش به دانشجویان فردوسی مشهد برای تبریک روز دانشجو نوشته بودیم این هم متن نامه:

تبریک محمد علی کاردان به دانشجویان


 
به نام خدا
روز دانشجو 16 آذر است
نام دانشجو حك شده بر قلب من است
دانشجو یار و، دوست و عشق من است
نگاهش مایه آرامش من است
دانشجو در نگاه من گنجینه‌ی طلاست 
مایه سرافرازی ایران ماست
دانشجو یعنی محبت عشق و صفا
عمر دانشجو را به صد سال برسان ای خدا
كور شود آن چشم كه تو را نبیند
ز حسودی در آتش جهنم بسوزد و بمیرد
حاضرم مقابل خانه‌ی هر دانشجو را جارو زنم 
از روی محبت دستتان را بوسه زنم
 
 
این جانب محمدعلی كاردان رفتگر شهرداری 16 آذر روز دانشجو را به تمامی دانشجویان عزیز تبریك می‌گویم و شعرم را هر چند بد و ناقص است را تقدیم شما می نمایم.

كاردان


نوع مطلب : شعر  كوهسرخ و كاشمر 

سر صدای بهارمیه!

نویسنده : شریعتی
تاریخ:شنبه 6 اسفند 1390-07:07

شعری به لهجه کوهسرخی در موردفرا رسیدن بهار 
احمدمحمودیان طرقی


وخزن شادی کنن که سرصدای بهارمیه!
کوچه ر جارو کنن مگن آقای  بهار  میه!

بخونن ترانه ودست بزنن پیر و جوون!
که عروسی گل وبلبل توروزای بهارمیه!

دلارخانه تکانی بتن  و تر و تمییز
فکرا رخوب بشوین حالک آوای بهار میه

بیاین دعواییها آشتی کنن باهم دگر
به بهانه ایکه وقت آشتیهای بهارمیه

تنبلی وبیکاری بدچیزی یه بری ادم
آستینار بالازنن که واز کارای بهارمیه

غم وغصه ندره فایده وعمرتلف منه
بخندن به زندگی که خنده های بهارمیه!


 


نوع مطلب : شعر  كوهسرخ و كاشمر 

بازتاب نظرات خوانندگان کوهسرخ

نویسنده : شریعتی
تاریخ:پنجشنبه 6 بهمن 1390-10:17

شعری از احمدمحمودیان طرقی درباره کوهسرخ

عشق این خاک مرا زنده کند
آبرو و شرفم بیمه کند
سر بلندم که به من می گویند
"کوهسرخی" و خوشم زین پسوند
خاک آن قطعه ای از ملک بهشت
مردمانش زین سبب نیکو سرشت
عشق می تابد در  این  دارالسلام
گوئیا زین سرزمین بگرفته نام
معرفت با کوچه هایش آشنا
آب پاشی را ببین درصبحها
هر غریبی زین گلستان بگذرد
از محبت غربت ازیادش رود
در طبیعت بی نظیر و بی رقیب
از صفا میراث را کرده نصیب

احمدمحمودیان طرقی


نوع مطلب : شعر  كوهسرخ و كاشمر 

ذبح عظیم

نویسنده : شریعتی
تاریخ:شنبه 6 آذر 1389-23:13

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا داردحسین

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائیکه کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ور نه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدای
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندر این گوشه عزائی بی ریا دارد حسین


استاد شهریار


نوع مطلب : شعر  دین و مذهب 

شعر زیبایی از استاد شهریار درباره بسیج

نویسنده : شریعتی
تاریخ:شنبه 6 آذر 1389-23:08

تبیان زنجان

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج


یا علی خون حسینت کی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج


تا علمدارش گشاید بال شاهین علم
می دهد فرمان حسینت کو بود شاه بسیج


اشک و خون می بارد از آفاق آذربایجان
خود به مژگان رفت آذربایجان را بسیج


می زداید دود آه خیمه های سوخته
خیمه و خرگاه زد در کربلاآه بسیج


کور دل بودند اهل کوفه و بیعت شکن
قوم سلمان است این قوم دل آگاه بسیج


غرش ای شیر خدا ببر و پلنگ خفته را
تا شود صدامیان خرگوش و روباه بسیج


لشکر اسلام شد چون سیل وطوفان در خروش
کفر اگر خود کوه باشد می شود کاه بسیج

روز کین و انتقام است از گروه حرمله
چند باشد داغ اصغر زجر جانکاه بسیج

رهبر از نصر من الله داد فرمان جهاد
تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج

صد هزار از “بیست میلیون” رهسپار جبهه هاست
تا بیفتد خرمگس در دام جولاه بسیج

رغبت و شوق شهادت خرمنی انباشته است
حاش لله نیست یک جو، هرگز اکراه بسیج

کربلاتشنه است و بر سقای خود چشم انتظار
طلعت ماه بنی هاشم بود ماه بسیج

با شعار یا محمد شیعه و سنی یکیست
نیست جز قرآن و حق ذکری در افواه بسیج

این سفر با “فتح پایان” باز می گردد سپاه
می دهد پایان به فتح گاه و بی گاه بسیج

سر به درگاه خدا می ساید این جهد و جهاد
(شهریارا) تا به سایی سر به درگاه بسیج

 شاعر : شهریار






  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  



Admin Logo

گروه فرهنگی پژوهشی روستای ایور 


نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by weblogi.ir